گاهی رنج مثل باد میآید و همه چیز را به هم میریزد...
در خلوتم به این فکر میکنم که دقیقاً در همان باد، بذرهای امید کاشته میشود.
از این جنگ خستهام و دلم آرامش میخواهد.
دلم میخواهد که هیچکس آسیب نبیند؛ هیچ کودکی بی مادر و هیچ مادری بی فرزند نشود.
به این رنجها که فکر میکنم گاهی اشکهایم قطره قطره گونههایم را خیس میکند
نگران میشوم؛ برای خیلی چیزها...
اما جنگ و ابهام آینده به من یاد داد که مجبورم معنای زندگیم را خودم بسازم، نه اینکه منتظر بمانم؛ زندگی برایم تصمیمی بگیرد.
لازم نیست این تصمیمها بزرگ باشد؛ تصمیمهای کوچک الان میتواند کمکم مرا بزرگ کند.
معنای زندگی تو در این روزها چیست؟
تمرین ساده :
جمله را کامل کن «با وجود همه این رنجها، هنوز به ......... باور دارم.»
✍️به قلمِ دکتر مهدی شمالی
۲۳ فروردین ۱۴۰۵