می‌خواهم در مورد ترس‌هایم حرف بزنم...
به این فکر می‌کنم که وقتی ترس‌هایم در ذهنم باقی بمانند چه اتفاقی رخ می‌دهد؟
به یاد نویسنده کتاب ستاره ای رقصان افتادم که می‌گفت:
وقتی ترس‌هادر ذهن باقی بمانند بزرگ‌تر می‌شوند؛ مثل آدمی که روی یک صندلی نشسته و مرتب به او غذا می‌دهند! اما وقتی از جای خود بلند می‌شوند و حرکت می‌کنند سبک‌تر می‌شوند!
به این فکر کردم که صحبت کردم در مورد ترسها با یک فرد شنونده و رازدار چقدر می‌تواند ذهنم را آرام‌تر کند.
اگر فرد امنی هم نداشتم می‌توانم با ذهنم حرف بزنم.
از ذهنم می‌پرسم:
آنچه من را ترسانده واقعاً چقدر احتمال دارد اتفاق بیفتد؟
چه کارهایی می‌توانم انجام بدهم که احتمال آن کمتر شود؟
با انجام کدامیک از کارهایم احتمال آن بیشتر می‌شود؟

تمرین ساده :
در مورد یکی از نگرانی‌هایی که داری با یک فرد امن یا با ذهنت حرف بزن و این سؤال‌ها را بپرس.

✍️دکتر مهدی  شمالی
 ۶ فروردین ۱۴۰۵

سبد خرید

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش