فاصلهای کوچک با افکار آزار دهنده...
گاهی ذهنم داستانهای قانعکنندهای برایم میسازد.
آنقدر قانعکننده که باور میکنم اینها حقیقت محض هستند.
برای مثال گاهی میگوید:
«همه چیز بد است.»
یا: «همه کارهایم اشتباه بوده است.»
یا: «کل زندگی من بیهوده بوده است»
یا: «دیگر هیچ چیزی درست نمیشود»
ذهن شما چه داستانهای قانعکنندهای برایتان میسازد؟
کمی مکث میکنم و از خودم میپرسم؟: این افکار چقدر درست است؟
«آیا واقعا همه چیز بد است؟»
یا: « آیا واقعا همه کارهایم اشتباه بوده است؟.»
یا: « آیا واقعا کل زندگی من بیهوده بوده است؟»
یا: « آیا واقعا دیگر هیچ چیزی درست نمیشود؟»
تمرین ساده :
اگر دوست داشتی به این سوالات جواب بده!
✍️دکتر مهدی شمالی
۳ فروردین ۱۴۰۵